داستانی طولانی‌تر

مسیحیت و کتاب مقدس در افغانستان

فیلمی کوتاه درباره داستان کتاب مقدس در افغانستان، که در سال ۲۰۲۴، پیش از تکمیل عهد عتیق پشتوی افغانستان، منتشر شد.

ریشه‌هایی به ژرفای سده‌ها

مدت‌ها پیش از دوران معاصر، کوه‌ها و درّه‌های افغانستان نام مسیح را می‌شناختند. گزارش‌های معتبری وجود دارد که توما، یکی از رسولان، در اواخر سدهٔ نخست میلادی از افغانستان و پاکستان امروزی گذشته است. از سدهٔ سوم میلادی به بعد، کلیسای مشرق — که گاه «نسطوری» نامیده می‌شود — در طول جاده ابریشم گسترش یافت و به‌تدریج در کنار زبان سریانی از فارسی نیز بهره برد و کلیساهایی تا دوردست‌های شرق، در چین و هند، بنا نهاد. تا سدهٔ نهم میلادی، بخش‌هایی از کتاب مقدس به زبان سُغدی — زبانی خویشاوند فارسی که در این منطقه رواج داشت — ترجمه شد.

هرات به مقر چندین اسقف اعظم تبدیل شد، در حالی که اسقف‌نشین‌ها بر بخش بزرگی از آنچه امروز افغانستان نامیده می‌شود گسترده بودند. اسناد کلیسای سریانی هنوز شواهدی از جوامع مسیحی را حفظ می‌کنند که سده‌ها در جاهایی مانند بلخ و قندهار دوام آوردند. آن حضور کهن پس از حملات مغول و لشکرکشی‌های تیمور در سده چهاردهم رنگ باخت — نه برای همیشه از میان رفت، بلکه به زمستانی بسیار طولانی فرو رفت.

صلیب مراسمی با کتیبهٔ پهلوی از هرات، متعلق به سدهٔ هشتم میلادی
صلیب مراسمی سده هشتم از هرات

کلیسایی پیشین، فقدانی پیشین

آن زمستان طولانی خالی نبود. حضور مسیحیان ارمنی در کابل دست‌کم از سده هفدهم ثبت شده است. تا سده هجدهم، خانواده‌های ارمنی آشکارا در این شهر زندگی می‌کردند — که به عنوان توپچی و صنعتگر به کابل آورده شده بودند — و در کلیسایی در یا نزدیک بالاحصار، ارگ سلطنتی، عبادت می‌کردند. آنان را کشیشانی خدمت می‌کردند که از جامعه ارمنیان جلفای ایران فرستاده می‌شدند. مسافران در سده بعدی هنوز از این جماعت کوچک که در آنجا گرد هم می‌آمدند سخن گفته‌اند.

در سال ۱۸۸۰، ساختمان کلیسا زمانی ویران شد که نیروهای بریتانیایی-هندی بالاحصار را منهدم کردند. بیشتر خانواده‌های ارمنی حدود سال ۱۸۹۷ از کابل اخراج شدند. این جامعه‌ای بیگانه بود که سنتی بیگانه را حفظ می‌کرد — هنوز چیزی نبود که مؤمنان افغان بتوانند آن را از آنِ خود بدانند — اما برای بیش از یک سده، کلیسایی در کابل برپا بود، و ناقوس آن آخرین ناقوسی نبود که خاموش می‌شد.

لیتوگرافی سال ۱۸۴۸ از ارگ بالاحصار و شهر کابل، اثر جیمز راتری
ارگ بالاحصار و شهر کابل، ۱۸۴۸

کلیسایی، هشداری، و کودتایی

در سال ۱۹۷۰، پس از ده سال جمع‌آوری کمک‌های مالی بین‌المللی، ساختمان کلیسایی در کابل تقدیس شد — که برای جامعه بین‌المللی و با اجازه شخص پادشاه، به این شرط که خود مردم افغانستان از آن استفاده نکنند، ساخته شده بود. کشیش آن جی. کریستی ویلسون بود.

در ۱۴ جولای ۱۹۷۳، مقامات و کارگران رسیدند و ۱۲ فوت زیر بنیاد ساختمان را کندند تا آن «کلیسای زیرزمینی» را بیابند که به آنان گفته شده بود وجود دارد! یکی از اعضای کلیسا به شهردار کابل هشدار داد که اگر دولت به این کلیسا دست بزند، خدا آن دولت را سرنگون خواهد کرد، و نامه‌هایی به شاه محمد ظاهرشاه نوشته شد و از او خواهش شد که مداخله کند.

در ۱۷ جولای ۱۹۷۳، بولدوزرهای دولتی کار ویران کردن ساختمان کلیسا را به پایان رساندند. همان شب، کودتایی به ۲۲۷ سال سلطنت پایان داد، در حالی که پادشاه در خارج از کشور بود. او هرگز به تخت بازنگشت، و افغانستان وارد دهه‌ها آشوب، تهاجمات، و جنگ شد.

ساختمان کلیسای کابل، با دیوار محوطهٔ نیمه‌تخریب‌شده و آوار در پیش‌زمینه
کلیسا در کابل — جولای ۱۹۷۳

ضیا نودرات

یک زندگی از همین دوره هنوز امروز سخن می‌گوید: ضیا نودرات، یک مؤمن نابینای افغان.

  • او که از کودکی نابینا بود، پیش از آنکه زبان انگلیسی را از طریق رادیوی ترانزیستوری به خود بیاموزد، تمام قرآن را حفظ کرده بود؛ سپس آلمانی و روسی را نیز آموخت — و سرانجام مدرک حقوق را از دانشگاه کابل دریافت کرد.
  • او از طریق برنامه‌های رادیویی مسیحی به ایمان به مسیح رسید، و بعدها گفت: «من بهای آن را سنجیده‌ام و حاضرم برای مسیح بمیرم، زیرا او پیش‌تر بر صلیب برای من مرده است.»
  • او عهد جدید را به زبان دری ترجمه کرد، که در سال ۱۹۸۲ توسط انجمن کتاب مقدس پاکستان چاپ شد.
  • او سال‌ها تحت حکومت کمونیستی زندانی و شکنجه شد، در سال ۱۹۸۵ بدون آنکه از ایمان خود دست بکشد آزاد شد، و بعدها پیاده به پاکستان گریخت تا به پناهندگان نابینای افغان خدمت کند — پیش از آنکه در سال ۱۹۸۸ ربوده شود. آنچه دقیقاً پس از آن بر او گذشت هرگز به‌طور کامل تأیید نشده است.

زندگی ضیا هنوز امروز طنین‌انداز است. خدمات پامیر و شرکای آنان همان دعوت را به پیش برده‌اند: کارکنانی که خود را وقف انتشار انجیل از طریق امواج رادیویی کرده‌اند، در حالی که عمیقاً در ترجمه و نشر کتاب مقدس نیز مشارکت دارند. چنین تلاش‌های پیشگامانه یکی از سنگ‌بناهایی است که سرانجام به تأسیس انجمن کتاب مقدس برای افغانستان (BSA) در سال ۲۰۲۵ انجامید.

ضیا نودرت
ضیا نودرات
چاپ سال ۱۹۸۴ عهد جدید دری
چاپ ۱۹۸۴ از فوتوکپی‌های ۱۹۸۲

نیاز به کتاب مقدس پشتوی افغانی

زبان پشتو از سال ۱۸۱۸ بخشی از کلام خدا را داشته است، زمانی که نخستین عهد جدید پشتو در سرامپور هند چاپ شد — ده‌ها سال پیش از آنکه پاکستان حتی وجود داشته باشد. همین ریشه مشترک، تلاشی را شکل داد تا یک عهد جدید پشتو برای همه تولید شود، که در سال ۱۹۹۱ با همکاری انجمن کتاب مقدس پاکستان منتشر شد. این کار توازنی دشوار از آب درآمد: خوانندگان پاکستانی آن را بیش از حد افغانی، و خوانندگان افغان آن را بیش از حد پاکستانی می‌یافتند.

تا سال ۲۰۰۱، این تصمیم گرفته شده بود که پشتوزبانان هر دو سوی مرز به کتاب مقدس ویژه خود نیاز دارند — یکی برای پاکستان، و یکی برای افغانستان. پاکستان کتاب مقدس کامل پشتوی یوسفزی خود را در سال ۲۰۱۹ به دست آورد، اما کتاب مقدس پشتوی افغانی ویژه افغانستان تا سال ۲۰۲۶ به دست نیامد.

عهد جدید ترکیبی پشتوی سال ۱۹۹۱
عهد جدید پشتوی مختلط ۱۹۹۱

ساختن بدون نقشه

در سال ۲۰۰۱، جهان دگرگون شد. ایالات متحده و متحدانش وارد افغانستان شدند، و «ملت‌سازی» به هدفی اعلام‌شده تبدیل شد: نهادهای نو، قوانین نو، آزادی‌های نو، که تا حد زیادی بر پایه آرمان‌های غربی درباره کرامت انسانی، وجدان، و حاکمیت قانون شکل گرفته بودند.

این‌ها آرمان‌هایی بودند که خود از سده‌ها اندیشه کتاب مقدسی ریشه گرفته‌اند، با این حال، در سال ۲۰۰۱، هیچ کتاب مقدس کاملی به هیچ زبان افغانی وجود نداشت؛ نخستین آن، به زبان دری، هنوز هفت سال فاصله داشت. از ملتی خواسته می‌شد بر پایه اصولی بسازد که ریشه‌های عمیق آن هرگز واقعاً برایش ترجمه نشده بود، و هیچ درکی از داستان کتاب مقدس وجود نداشت.

عهد جدید دری سال ۲۰۰۸
کتاب مقدس دری ۲۰۰۸

رشد مسیحیت

دهه ۲۰۱۰ تغییرات فناورانه چشمگیری را به همراه آورد. کتاب مقدس دری سال ۲۰۰۸، که از یک ترجمه فارسی تثبیت‌شده اقتباس شده بود، درست زمانی به دست مردم رسید که دسترسی به اینترنت در سراسر افغانستان رو به گسترش بود. کافی‌نت‌های اولیه برای نخستین بار دسترسی مردم به کتاب مقدس دری و پشتو را به‌صورت آنلاین فراهم کردند، در حالی که بازارها پر از تلفن‌های همراه ارزان‌قیمت شده بودند. افغانستان تا حد زیادی از تلفن‌های ثابت و کامپیوترهای شخصی گذر کرد و مستقیماً به سوی فناوری موبایل رفت.

با ورود تلفن‌های همراه، اپلیکیشن‌ها، ویدیوها، و کتاب مقدس صوتی نیز از راه کارت‌های حافظه، دانلود، فروشگاه‌های اپلیکیشن و بلوتوث در دسترس قرار گرفتند. برای نخستین بار، بسیاری از افغان‌ها می‌توانستند کلام خدا را هر جا که می‌رفتند همراه خود داشته باشند. آنان همچنین از تلفن‌های خود برای پرسیدن سوال و جستجوی راهنمایی روحانی استفاده می‌کردند. تیم‌های شاگردسازی که توسط مؤمنان افغان در کانادا و جاهای دیگر اداره می‌شدند، اغلب با سیل تماس‌ها و پیام‌ها روبه‌رو می‌شدند.

درست همان‌گونه که ماشین چاپ اروپا را با در دسترس قرار دادن گسترده افکار و ادبیات دگرگون کرد، تلفن‌های همراه نیز درهای تازه‌ای را برای افغان‌ها گشودند تا خودشان ایمان را کاوش کنند، سوال بپرسند، و با کلام خدا ارتباط برقرار کنند. تا اواخر دهه ۲۰۱۰، نسل تازه‌ای از مؤمنان افغان، هم در داخل افغانستان و هم در سراسر جامعه مهاجر رو به رشد، ریشه دوانده بود.

یک تلفن دکمه‌ای نوکیا و فیچرفون‌های اولیه
تلفن دکمه‌ای نوکیا، یک فیچرفون، و دو گوشی هوشمند اولیه، اپلیکیشن‌های کتاب مقدس دری و پشتو را نشان می‌دهند

پراکنده، اما خاموش‌نشده

در سال ۲۰۲۱، کشور بار دیگر دگرگون شد. با خروج نیروهای خارجی و سقوط دولت، بسیاری از مسیحیان افغان — که پیش‌تر نیز در خلوت عبادت می‌کردند — از تهدید تازه آزار و اذیت گریختند و به جامعه رو‌به‌رشد مهاجران در سراسر غرب پیوستند. از دل این پراکندگی، موجی از خدمات تازه پدید آمد که توسط مؤمنان افغان بنیان‌گذاری و رهبری می‌شد، کسانی که اکنون برای نخستین بار می‌توانستند آشکارا کار کنند، ترجمه کنند، و پخش کنند. اما این بها به‌طور نابرابر پرداخت شده است: آنان که در داخل افغانستان مانده‌اند، با کمتر از هر زمان دیگری در حافظه زنده، امنیت دارند، و ایمانشان پنهان‌تر — و اعتراف به آن خطرناک‌تر — از همیشه است.

دو جویبار کوچک که در درّه‌ای کوهستانی و سرسبز در بالادست پنجشیر پیچ‌وتاب می‌خورند
جویبارهای سرچشمه در درّهٔ پنجشیر

آمدن بهار

سال‌های ۲۰۲۳، ۲۰۲۴، و ۲۰۲۵ سرعتی در ترجمه کتاب مقدس به همراه آوردند که افغانستان پیش از آن هرگز ندیده بود — به‌گونه‌ای که سازمان‌های شریک، سال ۲۰۲۴ را سال کتاب مقدس افغانستان اعلام کردند. عهدهای جدید معاصر به زبان‌های دری و پشتوی افغانی تکمیل شدند، و اندکی پس از آن عهد جدید هزارگی نیز منتشر شد، و کتاب مقدس کامل به زبان پشتوی افغانی در سال ۲۰۲۶ به دنبال آن منتشر شد.

کار همچنان ادامه دارد: بازنگری کتاب مقدس دری و طیفی از فعالیت‌های دیگر به زبان‌های دیگر در جریان، در برنامه، یا در چشم‌انداز ماست. پس از زمستانی این‌چنین طولانی، مانند آمدن بهار است. در پرتوِ همین امید است که انجمن کتاب مقدس برای افغانستان امروز این کار را به دوش می‌گیرد — با تداوم این همکاری، و تداوم این وظیفه، تا کلام خدا به زبان‌های همه اقوام افغانستان، در دست هر افغان قرار گیرد.

درّه‌ای در افغانستان با درختان ارغوان در بهار
درختان ارغوان در نوروز — فصلی تازه از امید

مردان دانا از مشرق

اندیشه‌ای که ارزش تأمل دارد: هنگامی که مردان دانا از مشرق برای پرستش عیسای نوزاد آمدند، آن «مشرق»ی که از آن سفر می‌کردند، جهان پارسی روزگارشان بود — جهانی که دامنه آن همان کوه‌ها و درّه‌هایی را در بر می‌گرفت که امروز افغانستان نامیده می‌شوند. شاید برخی از نخستین کسانی که عیسی را بر روی زمین شناختند، از این سرزمین یا از میان آن گذشته باشند. دو هزار سال بعد، همین سرزمین یکی از کمتر دسترسی‌یافته‌ترین نقاط زمین است، و پیروی از مسیح در اینجا هنوز می‌تواند بهایی همه‌چیز را داشته باشد. چگونه است که مردمی که می‌توانستند از نخستین کسانی باشند که عیسی را خوش‌آمد گویند، اکنون می‌توانند از آخرین کسانی باشند که درباره او می‌شنوند؟

نقاشی پرستش مجوسیان: مردان دانا از مشرق که هدایای خود را به کودک عیسی تقدیم می‌کنند
«مجوسیان»، اثر هنری سیدونز موبری
همکاری با ما

در این کار سهیم شوید

کمک مالی

با کمک مالی خود، ترجمه، چاپ، توزیع و نوآوری کلام خدا را ممکن سازید.

اهدا کنید

دعا

برای مترجمان کتاب مقدس، چاپ و رساندن کلام خدا به افغان‌ها دعا کنید.

نکات دعا

ما را معرفی کنید

با هرکسی که دلش می‌خواهد افغان‌ها با کتاب مقدس آشنا شوند و عیسی را بشناسند، این را در میان بگذارید.